سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
279
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
كه نديمان و نوازندگان تمام شب را تا صبح در كنارش بودند ( 1 ) وقتى كه مؤذن اذان صبح را مىگفت ، با حال مستى بيرون مىرفت و با مردم نماز مىخواند و روزى با زيرپوش از خانه در آمد ، نمىدانست كجاست و با همان حال وارد محراب مسجد شد و نماز صبح را چهار ركعت با جماعت خواند و گفت : مىخواهيد بيشتر بخوانم ؟ عبد اللّه بن مسعود به وى گفت تا امروز هيچ وقت بيشتر نخواندهايم و چون سجده كرد در سجدهاش گفت : شراب بده ! و سيرابم كن ! ابن غيلان ثقفى به آرامى صدا زد : خدا تو را و آن كسى كه تو را فرمانرواى ما ساخت سيراب گرداند سپس او را با سنگ ريزهاى زد و اهل مسجد نيز او را زدند و وليد در حالى كه تلوتلو مىخورد وارد كاخ شد و روى تختش خوابيد ، ( 2 ) پس گروهى از جمله ابو جندب بن زهير اسدى ، ابن عوف ازدى و ديگران به او هجوم بردند در حالى كه او مست بود و چيزى نمىفهميد او را بيدار كردند ولى او به خود نيامد سپس پيش آنها استفراغ كرد و آنها انگشتريش را از دستش در آوردند و فورا راهى مدينه شدند و به حضور عثمان رسيدند و شهادت دادند كه وليد مىگسارى كرده است ، عثمان گفت : از كجا مىگوييد : او شراب نوشيده است ؟ گفتند : از همان شرابى خورده است كه ما در زمان جاهليت مىخورديم ! عثمان به آنها پرخاش كرد و دشنام داد و آنها از نزد وى بيرون شدند ( 3 ) و بر على ( ع ) وارد شدند و جريان را به اطّلاع او رساندند على ( ع ) نزد عثمان رفت و فرمود : تو شهود را رد كردهاى و حدود الهى را ناديده گرفتهاى ؟ عثمان گفت : نظر شما چيست ؟ فرمود : به دنبال اين فاسق بفرست او را حاضر كن اگر بيّنه اقامه شد بر او حد جارى كن ! عثمان كسى را به دنبال وليد فرستاد و او را حاضر كرد ، گواهان به زيان او گواهى دادند در حالى كه او هيچ دليلى نداشت پس عثمان تازيانه را به على داد و به او گفت : حد را جارى كن ( 4 ) و على ( ع ) به پسرش حسن فرمود : برخيز و او را حد بزن ، حسن خوددارى كرد « 1 » و گفت : هر كه عهدهدار گرماى آن است سرما را هم عهدهدار است يعنى بر عهدهء كسى است كه زمام امر به دست اوست ، پس به عبد اللّه بن جعفر فرمود : برخيز او را تازيانه بزن خوددارى كرد وقتى كه ديد آنها از بيم عثمان انجام نمىدهند ، خود تازيانه را برداشت و به وليد نزديك شد وليد به او ناسزا گفت ، عقيل بن
--> ( 1 ) اين مطلب در منابع شيعه نيامده است . م .